خيلي قشنگه





تعارف که ندارد، سراغ ذهن هر کسي ميآيد. کوچک و بزرگ هم نميشناسد. به علم و سواد کسي نگاه نمياندازد. اجازه نميگيرد تا وارد شود. گاهي بسياري را درگير ميکند و گاه ميشود مهمترين مساله يک نفر؛ «سوال».
پرسشهاي کوتاه و بلند ما- حتما- در هر حوزهاي سرک ميکشند. به خصوص اگر صاحب ذهني پويا باشيد، سوالها، موضوعات متنوعي را در برميگيرند. براي ذهنها که نميشود ديوار و حصار تعريف کرد. معمولاً سوالهاي ديني و قرآني، ابهامات و شبهات ايجاد شده از نمونههاي چالش برانگيز و جذابي است که مطرح ميشود. به همين دليل از اين پس، در ويژهنامه «همشهري آيه» پرسشهايي را مشاهده ميکنيد که در حوزه علوم قرآني- اسلامي مطرح ميشوند و پاسخهايي را ميخوانيد که شايد روزي روزگاري به دردتان بخورد. البته اگر در اين بين پرسشي جا ماند يا سوال ناگفتهاي به ذهنتان رسيد، بيکار نمانيد! منتظر نظرات شما هستيم.
علت تکرار عدد هفت در قرآن چيست؟ اين عدد 24 بار به بهانههاي مختلف در قرآن تکرار شده.
ابتدا بد نيست بدانيد که عدد هفت از گذشتههاي دور مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده و در تاريخ هم نمونههاي آن بسيار مطرح شده؛ مثلا قوم « سومر» قديميترين قومي بودند که به اين عدد توجه خاص داشتند. آنان متوجه سيارات هفتگانه شدند- آنچه امروز هم از کرات منظومه شمسي با چشم غيرمسلح ديده ميشود. و به پرستش آنها پرداختند.
از جمله مواردي که عدد هفت در آنها به کار رفته و شما هم حتماً شنيدهايد، ميتوان به اينها اشاره کرد؛ تقسيم جهان به هفت اقليم، هفت طبقه زمين، هفت طبقه آسمان، هفت طبقه جهنم، هفت فرشته مقدس در بنياسرائيل و... همه اينها به علاوه بعضي افسانهها نشان ميدهند که عدد هفت هميشه مورد توجه بشر بوده است.
معادل هفت در عربي واژههاي «سبع» و «سبعه» است که در احاديث و روايات هم کثرت قابل اعتنايي دارد؛ هفت سلام قرآني، هفت بار طواف بر گرد خانه کعبه، هفت طبقه جهنم، هفت بار تطهير در قوانين طهارت، هفت عضوي که در سجده بايد روي زمين باشد، هفت شبانه روز بلاي قوم عاد، بازخواست مردم از هفت چيز در قيامت و تقسيمبندي عمر فرزندان به سه هفت سال. (دوره اول: دوره سيادت و سروري، دوره دوم: دوره اطاعت و فرمانبرداري و دوره سوم: دوره مشورت و همراهي)
در قرآن هم 20 بار واژه «سبع» و چهار بار واژه «سبعه» به کار رفته و به بعضي از عددها مانند سه، هفت، 70 و 40 توجه ويژهاي شده است. به اعتقاد کارشناسان، کاربرد هر يک از اين عددها حکمتي دارد که بعضي را قرآن و روايات يادآور شده و بعضي را هم علوم جديد کشف کرده است.
الهی،چون عوامل طاحونه،چشم بسته و تن خسته ام،راه بسیار میروم و مسافتی نمی پیمایم.
وایِ من اگر دستم نگیری ورهایی ام ندهی!
الهی،خودت آگاهی که دریای دلم را جزر و مد است،«یاباسط»بسطم ده،و«یاقابض»قبضم کن!
الهی،دست باادب دارز است وپای بی ادب،«یا باسطَ الیَدَینِ بالرحمة،خُذ بِیدَی!»
الهی،بسیار کسانی دعوی بندگی کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند،تا دنیا بدیشان روی آورد،جز وی
همه را پشت پا زده اند.این بنده در معرض امتحان در نیامده شرمسار است، به حقّ خودت «ثبت
قلبی علی دینک!»
الهی،ناتوانم و درراهم وگردنه های سخت در پیش است و رهزنهای بسیار در کمین وبار گران
بردوش«یاهادی،اهدناالصراط المستقیم*صراط الذین أنعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولا الضّالّین!»
الهی،از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام، از انس و جن شرمنده ام،حتی از روی شیطان
شرمنده ام،که همه درکار خود استوارند و این سست عهد،ناپایدار.
الهی،رمضان گذشت و ما از خود نگذشتیم،تو از ما بگذر!
الهی،عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد؟
الهی،عارفان گویند«عَرِّفنی نفسَک»،این جاهل گوید«عَرِّفنی نفسی!»
آیت الله حسن زاده ی آملی (حفظه الله)
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم
چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری
هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی
در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای گیری
آن گاه بهترین خانه های جهان مال توست.
ادامه مطلب...........................................................
خوشبختي ما در سه جمله است :
پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر کسی، یک صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پروردگار عالم گناهان کبیره او را هم میبخشد؛ یعنی بهانه قرار میدهد. لذا اینقدر این ذکر، ذکر مهمی است که خدا گناهان کبیره را هم میبخشد مگر حق الناس که یک بحث جدایی دارد. چقدر این ذکر، ذکر عالی است و مفت و مجانی در اختیار ماست که ما نمیدانیم چه خبر است.
اگر یک لحظه قبرستان برویم و با آنها حرف بزنیم، یعنی آنها لب به سخن بگشایند و گوش ما هم شنوا شود، نکاتی به ما میگویند، از جمله این که نمیدانید چه خبر است. یکی از اولیاء خدا میفرمود: یکی از این اموات به من گفت: گوهر گرانبهایی در دست شماست که مفت دارید از دست میدهید و اینجا مسیحی، کلیمی و ...، میگویند: یک دانه از آن را به ما بدهید و آن هم ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است. آنها در آنجا التماس میکنند و ما در اینجا مفت از دست میدهیم! چه خبر است؟! چه غوغایی است؟! چه چیزی در این ذکر است که پیامبر فرمود به واسطه آن، گناهان کبیره را هم میآمرزند؟!
مگر نفرمودند: « أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ»، خوب چه اشکال دارد که انسان، این ذکر را هم بگوید؟!
یک نکته هم بگویم و آن این که هر ذکری را که در این ماه بیان کنید، ختم ابجد کبیره آن را برایتان مینویسند. کما این که وقتی یک آیه قرآن بخوانید، برابر یک ختم قرآن است.
از این رو پروردگار عالم وقتی میبیند که بندگانش نمیآیند، ایامی را قرار میدهد تا بیایند. حال، علت این که چرا شهر الله میگویند را به فضل الهی در جلسات بعد عرض خواهم کرد.