شکر گزاری یک مؤمن واقعی





خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده:اعتنایی نمی کند و می خوابد
خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود
خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه: خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم
که انگار همین یک بنده را دارم و توچنان غافلی که گویا صد ها خدا داری…!!!!
نحوه دوشيدن شير 2 گاو شما از ديدگاههاي مختلف...
سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود ميدهيد.
كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايهتان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.
كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميكند و هر دو گاو را ميگيرد.
آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را ميكشند و همديگر را ميدوشند.
ساديسم: دوگاو داريد. به هر دوي آنها تيراندازي ميكنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مياندازيد.
آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نميدوشيد.
دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد و بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنوشند.
بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميكنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميكند. آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميكنند. نيوزلند راي ممتنع ميدهد.
ايده آليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. همسر شما آنها را ميدوشد.
رئاليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. اما هنوز هم خودتان آنها را ميدوشيد.
متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نميكند.
ليبراليسم: دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون آزاديشان محدود ميشود.
دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايهها
راي ميگيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
سكولاريسم: دو گاو داريد. پس(نعوذبالله) به خدا نيازي نيست.
این عارف، فقیه و فیلسوف بزرگ متولد سال 1241 در اصفهان است و از اساتید مشهور وی میتوان میرزا جهانگیر خان قشقایی را نام برد. آیتالله نخودکی در مقطعی نیز با شهید مدرس همحجرهای بوده است.
اما بیشترین شهرت شیخ نخودکی به دلیل کرامات اوست که از جمله آنها میتوان به تشرف نزد حضرت خضر نبی و امام رضا علیهما السلام اشاره کرد. وی همچنین دارای قدرتهای ماورائی از جمله طیالارض، آگاهی از غیب، چشم برزخی، دم مسیحایی و ... بود. او این قدرتهای الهی را با تهجد، توکل، شبزندهداری، خواندن نماز اول وقت و انس با قرآن به دست آورده بود. مرحوم آیتالله کشمیری در این باره میگوید: مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی تا چهار سال در مشهد مقدس، هر شب تا صبح قرآن را ختم و به امام رضا(ع) هدیه میکرد تا به آن مقامات رسید.
از دیگر کرامات شیخ نخودکی این بود که زمان وفات خود را پیشبینی کرد و همانطور که وعده داده بود، در روز یکشنبه هفتم شهریور 1321 در سن هشتاد سالگی به جوار حق شتافت و طبق وصیتی که کرده بود، در صحن عتیق روبروی ایوان طلا در حرم مطهر رضوی تدفین شد.

نماز اول وقت «شاه کلید» است
مرحوم شیخ بر خواندن نمازهای روزانه در اول وقت تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف حقیقی میگفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» خواهد شد. (اشاره به آیه 23 سوره فرقان و به معنای پراکندهشدن ذرات غبار در هوا)
جناب شیخ فرزندش را بر تهجد و نماز شب سفارش میکرد و میگفت: «بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیدهام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری (فرزندان) ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.»
نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگیام وجود دارد و سه کلید از شما میخواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!
شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است
نه سفیدی بیانگر زیبای است
و نه سیاهی نشانه زشتی
کفن سفید اما ترساننده است
و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است
انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش
اگر صدای بلند نشانگر مردانگی بود
سگ سرور مردان بود
و اگر لختی و برهنگی نشانه زن بودن بود
میمون از همه خانمتر بود
قبل از این سرت را بالا ببری
و نداشته هایت را پیش الله گلایه کنی
نظری به پائین بینداز و داشته هات را شاکر باش

میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم
که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی
یادت نمیرود باید عاشقی کني
كاش من اينگونه عاشق بودم....اي كاش....

زندگی نامه
شهید در سال 1323، در شهرستان درگز دیده به جهان گشود و در سال 1346، موفق به اخذ درجه كارشناسی از دانشگاه افسری شد و سپس در بخش های مختلف ارتش، به ویژه در غرب كشور به وظیفه ی پاسدارای از كشور پرداخت. وی پس از طی دوره ی تخصص توپخانه به عنوان استاد، در مركز آموزش توپخانه اصفهان، مشغول به تدریس شد.

شهید صیاد شیرازی در سازماندهی نیروهای انقلابی ارتش نقش بسزایی داشت. و پس از پیروزی انقلاب، در بحبوحه ی غائله سال 1358 ضد انقلاب در كردستان، به فرماندهی عملیات شمال غرب كشور برگزیده شد و در پاكسازی كردستان به همراه شهید دكتر چمران و دیگر رزمندگان غیور اسلام نقش مهمی ایفا نمود. پس از خلع بنی صدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه، قرارگاه مشترك عملیاتی سپاه و ارتش را راه اندازی كرد.
در بامداد 21 فروردین 1378،
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در حال خروج از منزل، به وسیله ی منافقین مسلح
در پوشش رفتگر، در برابر دیدگان فرزندش به شهادت رسید و منافقین كوردل،
رسماً اقدام به این جنایت هولناك را به عهده گرفتند.
قسمت هایی از وصیت نامه ی شهید سپهبد صیاد شیرازی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و سلم.
انالله و انا الیه راجعون
هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله الا الله وحده لا شریك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق و ان الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهرا، سیدة نساء العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجة القائم المنتظر صلواة الله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبرء و أن الموت و النشور حق و الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الجنة و النار حق.
اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.
خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایت قرار دادی؛
خدایا! تو خود می دانی كه همواره آماده بوده ام آن چه را كه تو خود به من دادی در راه عشقی كه به راهت دارم نثار كنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود.
پروردگارا رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
خداوندا ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی(عج)، زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین � من الله التوفیق
شهيد بزرگوار روحت شاد و يادت گرامي
معمولا چگونه عطسه میکنید؛ بلند یا کوتاه؟ تا به حال فکر کردهاید که شاید همین مدل عطسه کردن میتواند بسیاری از ویژگیهای شخصیتی شما را نشان دهد. «پاتیوود» یکی از برترین متخصصان زبان بدن جزییات جالبی در مورد نحوه عطسه کردن اظهار کردهاست. او معتقد است شخصیت هر فرد از نحوه عطسه کردن او قابل کشف است.
به گزارش سلامت نیوز؛ این متخصص برای اثبات این نظریه خود مطالعهای را انجام داد؛ مطالعهای که در آن 547 فرد داوطلب شركت كردند و نتایج آن نشان داد، شخصیتهای مختلف به شكلهای مختلفی عطسه میكنند. دكتر پاتی وود كه این پژوهش را انجام داده، میگوید؛ 4نوع مختلف عطسه كردن وجود دارد و عطسه افراد مطابق با شخصیتهای آنهاست. بنا به گفته دکتر فردریک لیتل پرفسور دانشگاه بوستون یک الگوی ذاتی برای روش عطسه کردن انسانها وجود دارد که به احتمال زیاد ژنتیک و موروثی است بنابراین خیلی هم بعید نیست که عطسه کردن وابسته به شخصیت فرد باشد.
آرامهای محبوب
ترجیح میدهید تک عطسه کنید و هنگام عطسه رویتان را از دیگران برگردانید تا مبادا باعث آزار آنها شوید خیلی ملایم عطسه میکنید
گرم و دوستداشتنی هستید: شما شخصیتی گرم و دوستداشتنی دارید و سعی میکنید با همه در حالت صلح باشید تا آرامشتان به هم نخورد. مهمترین چیز در زندگی شما ارتباطاتی است که با اطرافیانتان دارید.
از بحث و جدل بیزارید: از بحث و جدل بیزارید و حاضرید هر کاری بکنید که با اطرافیان دچار تضاد نشوید، زیرا ارتباط را دوست دارید، حتی بعضی اوقات حاضرید از حق خود بگذرید، هیچ چیزی نگویید و خواستههای شخصیتان را مطرح نکنید تا همچنان آرامش را حفظ کنید.
شخصیت وابستهای دارید: بسیار وفادارید و همیشه آرام هستید البته شخصیت وابستهای دارید و کمی پیشرو بودن برایتان سخت است. همه اطرافیانتان میگویند شما شنونده خوبی هستید با این حال گاهی فکر میکنید که از همه جدا افتادهاید و احساس بیگانگی دارید. به همه کمک میکنید، شخصیت حمایتگری دارید و بیشتر اوقات خیلی خوب اطرافیان را تغذیه میکنید.
اهل قیل و قال نیستید: این گروه در حوزه کاری آرام هستند و ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث میشود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قالهای روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمیشود.
شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطهی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر میسرود داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد تحصیلات دانشگاهیاش را نیز در رشتهای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورتهای انقلاب به فیلمسازی پرداخت:
"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که
اکنون انجام میدهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموختهام از خارج
دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایهی تعهد اسلامی به
دست میآید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگرچه با سینما
آشنایی داشتهام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با
شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای
کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر
چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی
کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این
تصمیم وفادار ماندهام. البته آن چه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود
اوست همهی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود
اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او
جلوهگر میشود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."
شهید آوینی فیلمسازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه دربارهی غائلهی گنبد (مجموعهی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعهی مستند خان گزیدهها) آغاز کرد
"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورتهای موجود رفتهرفته ما را به فیلمسازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همهی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش میآید عکسالعمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعهی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروزآباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنههای جنگ را ما در آنجا، در جنگ با خوانین گرفتیم.
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار می کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج می شود.
سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
سوره مباركه فاطر آيه 12:
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
انرژی هسته ای سلام.امید وارم که حالت خوب باشد و همیشه به طور صلح آمیز استفاده شوی.از حال ما نپرس که دلمان برایت تنگ شده بود.ما جوانان ایرانی مشتاقانه منتظرت بودیم.این نامه را می نویسم تا در سالروزت درد دلی با تو داشته باشم.
یادم می آید آن روز که یک دل نه صد دل طالبت شدیم و به دنبالت آمدیم.از آن روزهای سخت خیلی سال می گذرد.
یادم می آید درسازمان ملل!؟! در سازمان انرژی اتمی و در گروه های 1+5 و نمی دونم 2-6 هر روز بر سر رسیدن ما به تو دعوا بود.و هر روز یک انگی سر ما در می آوردند.
از همان روز های اول این ایادی مشت بر دهان خورده مانع رسیدن ما به تو بودند ، اما ما تو را می خواستیم ، و تو را فریاد زدیم و موانع پیش رویمان را نادیده گرفتیم.برای رسیدن به تو در برابر همه ایستادیم و تحریم ها را نادیده گرفتیم و همه ی جهان را بر علیه خود کردیم.برای به دست آوردنت دنیا را از دست دادیم ، یا بهتره بگویم دنیا را دست دادیم ، به طوری که امروزه هر کس ما ایرانی ها ر ا می بیند به یاد سانتریفیوژ و راکتور هسته ای و اورانیوم غنی شده می افتد.
اما سر انجام بعد از سالها مرامت و سختی تو ما را لبیک گفتی و ما به تو رسیدیم.
انرژی جان یادم می آید آمریکایی ها از همان روز اول قصد جدا کردن ما را داشتند.
می گفتند می خواهیم با تو کارهای غیر صلح آمیز انجام دهیم!!.
اما ما تورا فقط صلح آمیز دوست داشتیم .
هسته ای عزیز دوستت داریم چون ارزش دوست داشتن را داری.
ما هنوزصدایت می کنیم و می گوییم که حق مسلم ماهستی.
ما نسل هسته ای هستیم و شاید روزی هم که مُردیم روی قبرمان نیز بنویسند " انرژی هسته ای حق مسلم ماست".
راستی عزیز دل آیا تو هنوز حق مسلم ما هستی؟
آری به کوری چشم بعضی ها تو حق مسلم ما بودی و هستی و خواهی بود.
... و نسل های بعد هرگاه تقویم را ورق می زنند و به 20 فروردین می رسند بر مردان پارسی درود می فرستند.
انرژی هسته ای عزیز و محبوبم 20 فروردین سالگرد تولدت مبارک.
چرا 19 فروردین؟ چرا شرف الشمس؟
نوزدهمین روز از ماه فروردین برای منجمان مسلمان اهمیت ویژه ای داشته است. روزی که خورشید 19 درجه در برج حمل(فروردین) باشد. آن ها می گویند این روزخاص بنابه محاسبات نجومی، روزی خوش یمن و بابرکت است و البته در ساعت های خاصی در این روز، بهترین موقعیت خورشید در کهکشان در سال است.
ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم در باب « در احکام نجوم » فصل « بهرهای (بهره ها ) ستارگان اندر بروج » زیر عنوان «شرف و هبوط ستارگان کدامند » مطالبی را در خصوص شرف سیارات نوشته است .
براساس جدول کتاب التفهیم شرف شمس هنگامی است که خورشید 19 درجه در برج حمل باشد.
در میان عامه مردم هم این روز، روزی است که موکلان خورشید به زمین می آیند و چند ساعتی را در زمین می گذرانند. ساعت هایی که برای اهل زمین، از جمله خوش یمن ترین ساعت ها سال است.
شرف الشمسی که سنگ نیست
در باور عامیانه، «شرف الشمس» نگین انگشتری زردرنگ است که بعضی ها به نیت گشایش در کارها به دست می کنند. اما در واقع شرف الشمس سنگ نیست. بلکه دعایی منسوب به امام علی(ع) است که در روز نوزدهم فروردین با آدابی خاص می نویسند و نقشی رمزگونه را پشت انگشتر عقیق زردرنگ حک می کنند.

در روز شرف الشمس شکل شرف الشمس را از ساعت 11 ظهر تا ساعت 23 روی طلا ، عقیق زرد ، پارچه زرد کشیده و یا حک نموده و یا با خط زرد روی کاعذ و یا پارچه می نویسید و دعای آورده شده را خوانده و نوشته و بعد هر حاجتی که از خدا دارند را زیر دعا می نویسند و درقرآن می گذارند.
اما نقش های رمز گونه ای كه شرف الشمس ناميده ميشود در كتاب «جنةالوافيه» مشهور به «مصباح كفعمي» آمده است. كفعمي در حاشيه كتاب مينویسد: «در بعضي از كتابهاي علماي شيعه ديدم كه اين شكل از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده است.كه وقتي عازم جهاد بود در بين راه كه استراحت مي كردند اين شكل ها را بر روي سنگي حك كرد و فرمود: اين رمز پيروزي ماست . به نظر ميرسد بيان چنين نقلي محكم نيست؛ چون سند اين روايت تا اميرالمؤمنين(ع) ذكر نشده است. »مرحوم شيخ بهايي هم همين شكل را در كتاب «سرّ المستتر» با اندكي تغيير آورده است. البته در كتابهاي ياد شده اين شكل به «شرف الشمس» ناميده نشده است و احتمالاً تشخيص اساتيد علم ختوم و اذكار اين بوده كه اين شكل در شرف شمس - كه نوزدهم فروردين ماه است - نوشته شود كه ساعت خوبي است و باعث تأثير بيشتر اين شكل خواهدبود.
در كتاب «هزار و يك نكته»، نكته 277، تأليف آيتاللّهحسنزاده آملي نيز مطالبي راجع به اين شكل آمده است.
در کتاب های اسلامی هم نقش شرف الشمس هم را شامل پنج اسم اعظم خداوند می دانند که آنها را کلمات مبارکه: الله ، جمیل رحمن ، مومن و نور گفته اند و بجای نقش از پنج حرف اول آنها بصورت ا.ج.ر.م.ن میتوان استفاده کرد.
از سنگ شرف الشمس برای : چشم زخم ، گشایش امور ،برآورده شدن آرزوها ،افزایش رزق وروزی استفاده می شود.
عصر یک جمعه دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم:
که چرا عشق به انسان نرسیده ست؟
چرا آب به گلدان نرسیده ست ؟
چرا لحظه باران نرسیده ست؟
و هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده ست،
به ایمان نرسیده ست و غم عشق به پایان نرسیده ست.
بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد که
هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده ست؟
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست ؟
دل عشق ترک خورد؛ گل زخم نمک خورد ؛ زمین مرد؛
زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد ،فقط برد ، زمین مرد، زمین مرد، خداوند گواه است ، دلم چشم به راه است ؛ و در حسرت یک پلک نگاه است؛
ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی؛ برسد کاش صدایم به صدایی...
گروه پنج به علاوه یک، از پنج عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) و آلمان تشکیل یافتهاست. هدف این گروه هماهنگ کردن واکنش جهانی نسبت به برنامه هستهای ایران است
دلیل نامگذاری به صورت 1+5 حضور پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه آلمان است و کار این گروه گرفتن تصمیم در مورد عملکرد هستهای ایران میباشد.
با همه لحن خوش آوايي ام
در به در كوچه تنهايي ام
اي دو سه تا كوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
كاش كه اين فاصله را كم كني
محنت اين قافله را كم كني
كاش كه همسايه ما مي شدي
مايه آسايه ما مي شدي
هر كه به ديدار تو نائل شود
يك شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشي دست داد
سينه مارا عطشي دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است
اي نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده يك شب بتاب
پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يار و مددكار ما
كي و كجا وعده ديدار ما,,,
می شست به او بسیار بد زبانی کرد.
حکیم به سبب بردباری و حکمت خاموش و ساکت ماند.اما زن ، جسارت
را به جایی رساند که آب چرکین لباس را بر سر و روی او ریخت.
حاضرین با اعتراض گفتند : تحمل بی موقع و صرف نظر بی جا از
شخصی مانند تو ، برازنده نمی باشد.
سقراط گفت : چنین است ، اما اثر غریدن رعد و جهیدن برق ، آخرش
آمدن برف و باران است.
" نیش و نوش /خلیل محمد زاده "

گفتمش دل مي خري پرسيد چند ؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده كرد و دل زدستانم ربود
تابه خود باز آمدم او رفته بود
رد پايش روي دل جا مانده بود