داستان قبرستان

شخصی وارد روستایی شد، دید همه قبرها جلوی درِ خانه‏ هاست و سن

‏مرده‏ ها كم است؛ یكی شش ماه، یكی یك سال، یكی سه سال، یكی ده روز. ‏از شخصی پرسید: جریان چیست؟ در جواب گفت: ما اینجا مرده‏ ها را

جلوی ‏خانه دفن می‏كنیم كه هر روز وقتی از خانه بیرون می‏ آییم، به یاد

مرگ و آخرت ‏بیافتیم و از خدا بترسیم و در روز، حواسمان جمع باشد و

كارهایمان را میزان ‏كنیم و این كه می‏بینی عمرها كم است، علتش این است

كه ما عمر را از روزی ‏حساب می‏كنیم كه شخص بیدار شود و خودش را

بشناسد (و دست از گناه و ‏معصیت بكشد).‏ 


اگر این طور باشد، عقیده من این است كه ما غالباً سقط جنین شده‏ ایم و

اصلا ‏عمری نداریم. دعا كنید بیدار شویم و بفهمیم و بمیریم، و بفهمیم از كجا

آمده ‏ایم ‏و در كجا هستیم و به كجا خواهیم رفت. حضرت علی (علیه‏ السلام) فرمودند: ‏‏«رَحِمَ اللهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَ فی أینَ وَ إلی أینَ.» 


گاهی وضو بگیر و رو به قبله بنشین و تسبیح را بردار و صد بار بگو: «من

كی ‏هستم.» حضرت امیرمؤمنان علی(علیه ‏السلام) فرمودند: تعجب

می‏كنم از ‏كسی كه به دنبال گمشده خویش می‏گردد، ولی به دنبال خودش ‏نمی‏گردد. 


ما خودمان را گم كرده ‏ایم. تا به حال گشته‏ ای خودت را پیدا كنی.

منبع: وبلاگ مداح اهل بیت آسید جواد آقای وزیری

یا صاحب الزمان ادرکنی

سلام دوستان گلم  اما امروز یه کاروان داشته می رفت سمت مشهد با یکی از دوستام داشتیم نگاهشون میکردیم بهش گفتم به نظرت آیا ما جزء 313 یار امام زمان خواهیم بود یا نه گفت من و تو که  لیاقت همین کاروان پیاده رم نداریم چطور انتظار داری جزء 313 یار امام زمان باشم

یاصاحب الزمان به آبروی خوبان عالم دستمونو بگیر